ادم ها....
گاه انفدر پاک که باورت نمیشود.گاه چنان الوده که نفست میگیرد!...
گاه انفدر پاک که باورت نمیشود.گاه چنان الوده که نفست میگیرد!...

میشود با بال سرخ عاطفه تا فرا سوی افق پرواز کرد
میشود با یاری حسی لطیف عشق را با یک تپیش آغاز کرد
میشود در بیکران آسمان شعر سرخ یک شقایق را سرود
میشود در رمز یک آشفتگی جان فدای غنچه ای تنها نمود
میشود با یک نگاه ماندگار از طلوع شهر رویا شعر گفت
میشود گلهای دل را آب داد
میشود تا آبی دریا شگفت
معنی این حرفها یعنی بیا از تمام کینه ها عاری شویم
زخم یک پروانه را درمان کنیم
در کویر سینه ای جاری شویم
آهنگ فوق العاده زیبای "گناهت را نمی بخشم" از خواننده محبوب پاپ "عارف عارف کیا"
کیفیت عالی،حجم ۵.۷ مگابایت، از اینجا دانلود کنید.
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!
سوسك اومده تو توالت ميگم: دمپايى رو بده ميگه : مىخواى بكشيش ؟ پ ن پ مىخوام بدم سوسكه پاش كنه نجس نشه پاش !!!
به دختره ميگم شمارتو بده،ميگه ميخواي باهام دوست بشي؟ پــــــَ نه پــــــَ ميخوام واسه نماز صبحا بيدارت کنم!
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ... گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!
با دوستم رازِ بقا میدیدیم بهم میگه:شیرایِ نَر همشون صورتاشون مو داره !!!
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط اونائی که عضو پایگاه جنگلن اینطورین
دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم ؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ بزار اهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!
اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!
داریم بازیه بارسا و رئالو نیگا میکنیم
دوستم پای تلویزیون خوابش برده بود
مسی که گل رو زد همه پریدن تو هوا و خوشحالی کردن
یه دفعه دوستم از خواب پریدو گفت چرا خوشحالین؟گل شد؟
گفتم پَــ نَ پَــــ ،خرمشهر آزاد شد
سگم رو بردم پیش دامپزشک، منشیش میگه سگتون مریضه؟
میگم پـــَ نَ پـــَ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه.
دارم به رفیقم میگم دیشب حال تهوع بهم دست داد خفن !
میگه آوردی بالا پ ن پ منم باهاش دست دادم!
به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!!!
پ ن پس مستحبه !!
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم
استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !
داشتم اتل متل تتوله گاو حسن چجوره نه شیر داره نه پستون ....بازی میکردم با بچه های خواهرم .. خالم که یه خورده مذهبی و خشکه اومده دیگه این شعر رو نخون زشته . رفت و دوباره اومد گفت داری دوباره اتل متل می خونی ؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ ورژن اصلاح شدش رو میخونم اتل متل صلوات...گاو حسن زده قات...هم دست داره هم آستین...شیرشو بردن فلسطین..بگیر زن مسلمان...از حزب ا... لبنان...اسمشو بذار حلیمه...چون چادرش ضخیمه
! پـَـــ نــه پـَـــ به خانمم میگم امشب میخام با سیما برم بیرون پرسید سیمای خودمون؟ گفتم پـَـــ نــه پـَــ سیمای جمهوری اسلامی ایران
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین
يه حرفايي هميشه هست كه از درد توي سينه ست پ نه پ يه حرفايي هميشه هست كه از باد توي معده ست
آقای داماد چیکاره هستن؟ تو شرکت پاکسان کار میکنند. اونجا کارمندن؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ به سلامت خانواده میاندیشن
رفتيم خونه ديديم ماهي از تنگ افتاده بيرون. خواهرم ميگه يعني مرده ؟ پ نه پ دوگانه سوزه. وقتي تو آب نباشه ، با هوا كار ميكنه.
اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ :: پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی
زنگ زدم اداره مخابرات به زنه میگم خانوم ببخشید خط تلفن ما بوق نمیخوره،! زنه میگه خرابه؟؟؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ سرما خورده صداش گرفته جیزی نمیگه.زنه عصبانی شد بهم گفت فردا با مدرک شناسایی بیاید اینجا.گفتم بیام مخابرات؟زنه گفت پـَـ نـَـ پـَـ برو داروخونه بگو تلفنم صداش در نمیاد بهش قرص بدید.
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
سوسکه رو کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. مامانم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟ میگم : پ نه پ .. تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخوابه
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم
دلت را می بویند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین
عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود وشعر
فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن
آنکه بر در می کوبد
شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند
برگذرگاهها مستقر
با کنده و ساطوری
خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد...
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !
خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پای خود می نهيم و غروب می كنيم
هر پسين
اين روشنای خاطر آشوب در افق های تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعی دوباره می كشاند ؟ "حسین پناهی"
دنیای این روزای من نام آلبومی است از داریوش اقبالی که به در سال ۱۳۸۹ به طور رسمی منتشر شد.
آلبوم دنیای این روزای من، شامل ۸ ترانه می باشد که اشعار و موسیقی این آلبوم تماما حاصل کار هنرمندان جوان داخل کشور می باشد که در این حرکت بزرگ توانسته اند به واسطه ی همکاری با داریوش شایستگی های خود را به اثبات برسانند.
ترانه سرای تمام آهنگ های این آلبوم روزبه بمانی است. آهنگ سازی آن نیز به عهده علیرضا افکاری بوده است.
نام آلبوم از ترانه ای به همین نام اثر روزبه بمانی انتخاب شده است. روزبه، ترانه سرای جوانی که در همکاری گذشته ی خود با داریوش در آلبوم معجزه ی خاموش توانست نظر بسیاری از هواداران داریوش را به سبک کار خود جلب کند.
آهنگ های این آلبوم اکثرا از فضایی آرامش بخش بهره می برند. همچنین داریوش ترانه قیصر را به
بهروز وثوقی تقدیم کرده است.
آهنگ دنیای اینروزای من ، دانلود از اینجا (حجم ۵/۱۱مگابایت، تصویری mp4،کیفیت عالی)
آهنگ قیصر ، دانلود از اینجا (حجم ۹ مگابایت، mp3،کیفیت عالی)
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
*
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
*
در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم
هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
من بعد در این پست ثابت هفته ای یک آهنگ بعنوان آهنگ هفته به همراه لینک دانلودش معرفی میشود . بامید اینکه مقبول سلیقه مشکل پسند شما واقع شود.
اسم آهنگ: قرار نبود . جدیدترین کار علیرضا تلیسچی
دانلود آهنگ حجم:۲.۹ مگابایت
عاقبت محنت آن فاصله ات سوخت مرا هرم سوزان فراق تو برافروخت مرا
دیپیا عشق کثیفت بنگربا من بیمار چه کرد
تو نبینی به خدا درد و غمت کوفت مرا
سیل اشکم ز فراق تو روان بود ولی چه شد عاید به جز از طعنه و سرکوفت مرا
شررت رعشه بر ارکان وجودم زد و افلیج شدم عشق پاک تو به جز رنج چه اندوخت مرا
همرهان تا به وصالش قدمی باقی نیست
هر که امروز نشیند خواهد آشوفت مرا
نسزد نصرت و یاری طلب از غیر کنی
که ندارد اثری این فلک آموخت مرا
این دوبیتی را تقدیم میکنم به بچه های فیزیوتراپی مخصوصا ورودی89اصفهان
اقتدار نامه
شوق دیدار تو صد پیر جوان خواهد کرد ///غرشت قامت هر شیر کمان خواهد کرد
نام و آوازه ات ای دوست گر افتد به جهان///هر چه دکتر به زمین است فغان خواهد کرد
معنای خوشبختی
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد...
پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود.
دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر...ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم میکرد.
او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود .
هرروز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت.
دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت:
پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
Yes=ها والوو
No =نه كاكو
Really!! =نه آمو؟؟
Oh my God =يا ابالفضل
Why? =بري چي چي؟
bye=كاري باري؟
maybe=گاسم
leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد
u made me confused= آم کله پرک گرفتم
wow= ووی آمووو
come here =بی اینجو
Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو
so cute =!جونم مرگ نشي
that’s true= همی نه
I took my shoes and scapped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم
Gas Square=فلکه ی گازو
Hard=قايم
Tape=نيوار
Slow down!=حالو چه خبره؟
You are disgusting=جيگري بشي
Sunshine=آفتوو
Great=باريكلوو
Excuse=بونه
Dear=گمپ گلم
when sb eats too much=عام بپوكي
wait=صبرم بده،امونم بده
good quality=خوبوو
lizard=كلپوك
washing yourself before praying=دست نماز
a square shape device that you can pray on it=جنماز
How are you=باكيت ني؟
Am I right=مي نه؟
|
خوابگاه... |
بنده: شخصیتی کج و به عبارتی عامیانهتر کوله هستم و این بخصوص در عکسهایم بیشتر مشخص میشود. از آن کودکی انواع و اقسام اسمها را تجربه کردهام. نردبون دزدها، درخت عرعر، آهن چکش خورده، و بسیار لقبهای خاطره انگیز دیگر. ویژگی خوب این اتفاقات این است که سعه صدر و بردباری انسان را بالا میبرد یادم میآید یکی از دوستانم یک بار به من گفت: آینه بغل نیسان، با اینکه این لقب به نسبت بقیه بسیار کم برای من استفاده میشد اما تا مدتها در ذهنم ماند. فردا که از خانه بیرون میروید کمی دقت کنید و هر وقت نیسانی دیدید و آینه بغل داشت فکر کنید چه رابطهای میتواند با من داشته باشد.؟!![]()
از همهی اینها منظوری داشتم، اینکه شرایط من عادی نیست. مثل بقیه مردم میتوانم چاق باشم، لنگدراز، کور و هرچیز دیگری حتی یک دانشجو. یک دانشجوی دور از خانه. این عبارت دانشجوی دور از خانه در فرهنگ لغات زندگی معنای بخصوصی دارد. اینکه شما انسانی هستید با آرزوهای بزرگ احتمالاََ، جیبهای خالی حتماَ، کار بی دردسر و پردرآمد خواستن مطمئنا و در بعضی مواقع که گرسنه نیستید به دنبال جفتی برای خود میگردید
. اینها شرایط عمومی است و با آن کاری نمیشود کرد هر چقدر هم که آرزوهای بزرگی داشته باشید.
اما شرایط یک فرد بخصوص:
در هفته گاهی اوقات اگر وقت کند به کلاس میرود و اساتید از دیدن او تعجب میکنند و به او لقب جدیدی میدهند، دایناسور.
در راهروهای دانشکده با پسرها جمع میشوند و دخترها را مسخره میکند. دخترها را معمولاَ به ترم اولی بودن، لوس بودن، قیافه نداشتن و لهجه داشتن مسخره میکند.
روز خود را به گونهای سر میکند. به سلف سرویس میرود، سالن نشریات و کامپیوتر، در محوطه و پارک میچرخد و .... تا شب شود و به خوابگاه بیاید. زندگی حقیقی اینها است که آغاز میشود.
اتاقهای خوابگاهی را در مقیاسی ساختهاند که انسان به قبر و تنگی آن عادت کند. دستشویی هایش را به گونهای ساختهاند که آدم به همان بیابان و پشت سنگ و تکهای چوب یا کاغذ را به یاد میآورد و با تأسف آه سوزناکی بکشد ![]()
آدمهای این حوالی را نیز به طریقی که تنها در همین مکان بتوانند زندگی کنند. پسری هست در حوالی ما و سال سوم دانشجو بودن را میگذراند. در طی این 3 سال تنها دو بار پایش را از محوطه دانشگاهی بیرون گذاشته است. کسی نمیداند او دانشگاه را دوست دارد یا از محیط بیرون بدش میآید.!؟ پسری دیگر است، روزی 5بار شما را در دستشوئی میبیند و میگوید سلام آقا، خسته نباشید. انگار که در این جهان مکانی دیگر و کلماتی دیگر و جود ندارد ![]()
اتاقی است روبروی ما و پنج رذل را در خود جای داده است. آنها در مواقعی که به اذیت و آذار ما نمیپردازند خواب هستند ![]()
مرد متأهلی است در این طبقه، او هرشب ساعتی روی بالکن میرود، در حالیکه شلوارکی پایش است و گزاراش اتفاقات را به همسر مهربانش میدهد، میگوید همسرش زیباست ولی مرد کچل است، کسی حرفش را باور نمیکند
اتاقی است نزدیک به ما که به آن ستاد جنگ لقب دادهاند. چهار شکست خورده عشقی در آن به سر میبرند که میگویند از جنس زن متنفرند اما هر شب ساعتها راجع به زنان در این اتاق بحث میشود. اتاق کناری اتاقی است که در آن به مسخره کردن و ادای اساتید را در آوردن، میپردازند و این کار مخصوصاََ در شبهای امتحان رواج زیادی دارد.به دلیل مسائل امنیتی وارد این اتاق نمیشویم!.
در این ساختمان موجودی به سر میبرد که احساس هنرمندی میکند. ساز زهی به چنگ آورده و قصد دارد که جای یاحقی مرحوم را پر کند![]()
کسی به او نگفته که یاحقی تمرین ابتداییش را در سوراخی که عایق صدا بود انجام میداد. نیمههای شب صدای هراس انگیز ویولون همچنان ارﱢه کردن استخوان مردگان به گوش میرسد. نقشهای برای سر به نیست کردن او کشیدهایم ![]()
پسری درشت اندام است که ما لقب گدا به او دادهایم. هر اتاقی که چایی داشته باشد و اصولاَ هر اتاقی که چیزی برای خوردن داشته باشد، پذیرای او نیز هست. در راهرو می بینیدش که لیوانش در دستش است و به این سو و آن سو میرود و بو میکشد. هر بار که به او فحش بدهید با خرخر و صدای نامفهومی جوابتان را خواهد داد که درکش نمیکنید. یکی از نوادگان مغول اینجا زندگی میکند البته بحثهایی است که او از نوادگان مغول است یا مغول از او؟؟ ![]()
دوستی داریم با لهجهی منحصر به فرد دوست داشتنی و با قلبی بسیار مهربان. او عاشق نیمی از دختران حوﱢا است، و مخصوصاَ چشمانشان ![]()
گرازی وحشی در اتاق ما به سر میبرد. البته بیشتر شبیه یکی از خوکهای کارتنی است اخلاق ملایمی دارد و ما او را گراز صدا میکنیم![]()
مادرم می گوید: "قربون خدا که چقدر بنده داره ". او همیشه به من می گفت: غصه کج بودنت را نخور، گل بی خار خداست
. باور نمیکردم. انسانهای زیادی را دیدم، دوستان بسیاری را در خوابگاه پیدا کردم و دنیایی گسترده داشتم و دارم. آنقدر انسانهای مختلف با رنگها و رفتارهای مختلف دیدهام که به درستی حرف مادرم پی بردم.
خدا هیچ بنده غیر کجی ندارد. اما این اصلاَ نکته بدی نیست. مدتی پیش کسی به من میگفت که نصف تجربیات زندگیاش را از دو سال زندگی خوابگاهی به دست آورده و نصف دیگر را از 36 سال زندگی معمولی. واینکه چقدر دلش برای آن دوران تنگ شده است. عدهای پسر که دورانی را در آزادی نسبی به سر میبرند. عدهای پسر که هیچ دونفرشان شبیه هم نیست و با هم به سر میبرند، و با هم میجنگند و از هم بدشان میآید و قهر میکنند و تحمل و هزار چیز دیگر تا اینکه معنای زندگی را بفهمند. ما هنوز سالهای دیگر باید در این محیط به سر ببریم. چند شب پیش ویولون زن میگفت که ده سال دیگر آنقدر دلمان برای این شبها و این اتفاقات تنگ خواهد شد که مطمئناَ هرروز صبح که ازخواب بیدار میشویم قصد خواهیم کرد دنبال هم بگردیم. ولی همدیگر را پیدا نخواهیم کرد. آن سالها ما مردانی شدهایم با رؤیاهای فراموش شده که در جنگ زندگی دست و پا میزنیم و سعی میکنیم به خود بقبولانیم پسرکانی جدی هستیم با مشغلههای ذهنی جدی که فرصتی برای دنبال هم گشتن و پیدا کردن و ساختن دوباره لحظاتی که در سرخوشی و بی خیالی پسرانه گذشت نداریم.![]()
![]()
![]()
پویا خدیش- ورودی 85 ادبیات داستانی- رتبه اول داستان کوتاه در جشنواره سراسری خوابگاه و زندگی دانشجویی- گاهنامه روزنه- دانشگاه تربیت معلم تهران- خرداد1388- شماره اول.