برنامه آخر

روز8-1010-1214-1616-18
 شنبهکار ورزیکار ورزی.............
یک شنبه پی تی قلب عملی دختراپی تی قلب ......جمعیت
دو شنبهکار ورزیکار ورزی.............
سه شنبهپی تی جراحیپی تی ارتوپدی 2معارف2 ب خ......
چهارشنبه کار ورزیکار ورزیپی تی روماتیسمیانقلاب


در ضمن!!!!

 29بهمن یک شنبه و 1 اسفند سه شنبه، پی تی شولدر دکتر رضاییان از یک بعدازظهر به بعد

6 واحد کارورزی + 8 واحد تخصصی + 2 واحد عمومی+ 1 واحد جمعیت =17 واحد

تاریخ کلاس پی تی ارتوپدی لومبار و توراسیک هم پس از هماهنگی اعلام میشه


یار باشید دوستان

یاحق

یـادی از فـروغ فرخـزاد بانـوی شعـر معاصـر ایـران

 

ادامه نوشته

مصلحت خدا

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید.

اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.



جملاتـی آمـوزنده از دکتـر ویـن دایـر( تقدیم به همه آنهایی که دوستشان داریم)

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا
دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

ادامه نوشته

گامی دیگر در جهت اتحاد هرچه بیشتر جامعه فیزیوتراپی






از تمامی دوستان خواهشمندیم نسبت به اطلاع رسانی به همکاران برای ثبت کلینک شان نهایت همکاری و همراهی را داشته باشند تا انشاالله مجموعه ارزشمند از اطلاعات کلینیک های همکارانمان را در قالب  سالنامه ای زیبا داشته باشیم

2تا خبر!

سلام

امیدوارم تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشید....


 2 تا خبر!!


یکی اینکه: آقای میربد فرمودند که 6 واحد کارآموزیه که میشه 3تا دو واحدیه. اگه نگرفتید و ارائه نشده براتون ، آموزش درستش میکنه و درضمن ارتوزپروتز این ترم نداریم... یعنی سر جمع میشه 17 واحد تخصصی و 2 واحد عمومی....درکل 19 واحد!

 و دوم اینکه: این هفته با خانم دکتر رضاییان کلاس نداریم و رفته واسه هفته ی بعد... 


 ایامتان سبز،             

شاد باشیدو اندیشمند!

گامی دیگر در جهت اتحاد هرچه بیشتر جامعه فیزیوتراپی






از تمامی دوستان خواهشمندیم نسبت به اطلاع رسانی به همکاران برای ثبت کلینک شان نهایت همکاری و همراهی را داشته باشند تا انشاالله مجموعه ارزشمند از اطلاعات کلینیک های همکارانمان را در قالب  سالنامه ای زیبا داشته باشیم

برنامه هفتگی و استج

سلام .

اینم به عنوان آخرین کار نماینده قبلی.  دقت کنید شروع ترم از دوشنبه    ۲۳/۱۱/۱۳۹۱ است که میشه اولین روز استیج!!!!

لطفا هرکس که میبینه به هم گروهیاش بگه و یجوری به من اطلاع بدید که متوجه برنامه کلاس و استیج شدید!!!!!!

 

ادامه نوشته

کلاس فیزیوتراپی در بیماریهای ارتوپدی

سلام

امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه. خانم دکتر رضاییان باقی مونده کلاس پی تی در ارتوپدی رو روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن یعنی دوشنبه و سه شنبه هفته آینده از ساعت ۱۲ الی ۱۶ برگزار میکنند. به هرکس که میتونید اطلاع بدید. درضمن بزودی شروع استیج و گروه بندی هارو اعلام میکنم. در چند روز آینده حتما به وبلاگ سر بزنید. ممنون

یك روز آموزگار از دانش آموزانی كه در كلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق،بیان كنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می كنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان كردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند،داستان كوتاهی تعریف كرد:یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخكوب شدند.

یك قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات كوچكترین حركتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حركت كرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.

راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود كه"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

قطره های بلورین اشك،صورت راوی را خیس كرده بود كه ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به كسی حمله می كند كه حركتی انجام می دهد یا فرار می كند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناك ،با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
 


عشقبـازی به همیـن آسـانی اسـت ...

 

ادامه نوشته

به آغـوش کوچـک مـن بیـا ...

وقتی آسمان این همه بخیل است

وقتی ابرها ناخن‌خشكی می‌كنند



 

ادامه نوشته

ایـن دیـوانگیـست ...

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم

که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم

این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم
که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است
این دیوانگیست ...

که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم

که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است

این دیوانگیست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم

به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه

شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند

تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم
و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم ...