معانی لغات فارسی به شکل طنز

طنز - www.cloob4u.com

سطل آشغال :

وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

معانی لغات فارسی به صورت طنز

اوراقچی :

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !

حراج :

اصطلاحی‌ است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده

و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند …!

معانی لغات فارسی به صورت طنز

بزرگراه :

نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین ……

معانی لغات فارسی به صورت طنز

شب امتحان :

شب التماس به درگاه خداوند !

شب توبه !

البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست

معانی لغات فارسی به صورت طنز

تحقیق :

Copy & Pasteکردن مقالات اینترنتی !

بیرون هم که پروژه میفروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو !

معانی لغات فارسی به صورت طنز

بیمه‌ عمر :

قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته

تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !

معانی لغات فارسی به صورت طنز

تلفن همراه :

وسیله‌ای ۴ ‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن ، عکس و فیلم گرفتن و نهایتا ……

معانی لغات فارسی به صورت طنز

مترو :

سونای بخار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع  عرق گلاب !

عرق جوراب ، عرق گربه مرده ، عرق ماهی سفید ، عرق بوی دهن وزغ و …!!!

سر بر میگردونی میبینی یکی هم شبیه گودزیلا تو دهنت وایساده

و بر و بر داره نگات میکنه !!! بوی وزغ همچنان ادامه دارد …

معانی لغات فارسی به صورت طنز

بازی روزگار(از دل نوشته های پروفسور حسابی)

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.


انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

بسلامتی بعضیا!!!

 

به سلامتی کسی که وقتی بُردم گفت :
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه
.......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......

بسلامتی درخت! نه به خاطر ميوه‌ش، به خاطر سايه‌ش ...

بسلامتی ديوار! نه به خاطر بلنديش، واسه اينكه هيچوقت پشت آدم رو خالي نميكنه ...

بسلامتی دريا: نه به خاطر بزرگيش..... واسه يك‌رنگيش ...

بسلامتی سايه كه هيچوقت آدم رو تنها نميذاره!

بسلامتی پرچم ايران كه سه رنگه، تخم مرغ كه دو رنگه، رفيق كه يك‌رنگه ...

بسلامتی همه اونايي كه دوستشون داريم و نميدونن، دوستمون دارن و نميدونيم ...

بسلامتی نهنگ! كه گنده‌لات درياست اما زورگو نیست و زورگیری هم نمیکنه ...

به سلامتي مگس نه به خاطر کثافتش به خاطر سماجتش ...


به سلامتي بلبل كه براي وصال اواز مي خونه نه برای کنسرت دادن وپول جمع کردن.....

بسلامتی گاو که هیچوقت نگفت "من" و همیشه گفت: "مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا"

 *به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!!

*به سلامتي درياچه اورميه...

نه بخاطر اينكه مظلومه فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...

*به سلامتی لرزش دست های پیر پدر...

به سلامتي سرنوشت كه نميشه اونو از سرنوشت....

به سلامتي سه تن : ناموس و رفيق و وطن
به سلامتي سه کس : زندوني و سرباز و بي کس
به سلامتي دهقاني که پاييز رو از بهار بيشتر دوست داره

*به سلامتی نیمکت آخر کلاس که زمانی عالمی داشتیم..........

*به سلامتی اون قدیما وقتی بچه بودیم غم بود، ولی کم بود.....

*به سلامتی اونایی که اعتقادات مذهبیشونو فقط تو دل خودشون نگه میدارن و به بقیه تحمیل

نمیکنن.....به سلامتی اونایی که اهل ریا کاری مذهبی نیستن...

 

*به سلامتی اونایی که...
درد و دل همه رو گوش میدن......
اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن...

*به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست...

*سه سال از اون وداع تلخ میگذره ولی هنوز طنین گرم صدات تو گوشمه که میگفتی:

قهر کردی؟

حرف که میزنی؟!

و بعد صدات رو میبردی بالا: "اصلا چه معنی داره تو این خونه کسی با کسی حرف نزنه"

یادش بخیر خسرو شکیبایی...

*به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همهٔ موهاش ریخته،



به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس.

باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوش تیپ تری ....

 *بسلامتی بچه های بالا شهر که دست بندطلا دستشونه و زنجیر طلا گردنشون.

بسلامتی بچه های پایین شهر که دست بند پلیس دستشونه و طناب دار گردنشون.

*به سلامتیه همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!

*کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...میگه : آره
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!! به سلامتی همه باباها....

*به سلامتی اونايی که بی کسن ولی ناکس نیستن..

*سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن...

*به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که

بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . .

*سلامتی پدرایی که:شب خوابشون نمی بره و از غصه ی قسطای عقب افتاده تا صبح راه میرن.

که:وقتی برا خانواده شون اتفاقی میفته،ادای محکم بودن در میارن و به همه روحیه میدن ولی خودشون وقتی تنها میشن،آروم آروم اشک میریزن.

*به سلامتی همه باباهایی که
رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه...

*به سلامتی مادر که بخاطر ما
شکمش را بزرگ کرد...
بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد.....!

*به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....!

 به کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت گفتم تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم

باز نه زخم های من خوب می شود ...

نه زخم های تو ...!

 

همیشه راه حل در گزینه پیشنهادی نیست!

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.
ادامه نوشته

سالهای مدرسه!

 

گرچه دورم سالها از سالهاي مدرسه    

   

  باز گاهي مي تپد دل در هواي مدرسه

 

گوش من نشنيده هرگز در تمام زندگي   

  

  خوشتر از آواي زنگ آشناي مدرسه

 

ياد باد از آن معلم ها که ديگر نيستند    

      

 هست آهنگ صداشان در فضاي مدرسه

 

ياد باد آن لحظه هاي درس و مشق و امتحان 

 

   ياد باد آن روزهاي با صفاي مدرسه

 

ياد باد از آن دوات و آن قلم هاي نيين    

      

ترکه هاي ناظم و فراش هاي مدرسه

 

 آن ستون هاي بلند و سقف هاي ريخته 

     

 آن حياط پر درخت  دلگشاي مدرسه

 

آه آن باباي پير خنده رو يادش بخير   

 

  مي نشست او پشت در ، در سر سراي مدرسه

 

باز شيدا ، جان من خرم شد از ياد کلاس  

  

  جان فداي لحظه هاي جان فزاي مدرسه

 

 

حسن شيدا 

 

سلام دوستان عزیز : به نظر من همیشه مهرماه رنگ و بوی

مخصوص بخود را دارد مهرماه فصل رویش است . فصل رویش

 علم و دانش . فصلی است که با شروع و آغاز بکار مدارس و دانشگاهها، شکوه

 و جلوه دیگری بخود می گیرد و زیبا و دلنشین به نظر میرسد .

مهرماه یادآور خاطراتی زیبا برای من است . مهرماه شور دیگری

 دارد و صفای دیگری . بهمین خاطر این پست را هر چند که قدری دیر شده، به مهر و

خاطرات آن اختصاص دادم . باشد که مورد قبول واقع شود .

 

مادر

به سلامتی مادر
واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره
هیچوقت نگفت من
همیشه گفت بچه هام
همیشه از غمهامون شنید
... اما هیچوقت از غمهاش نگفت
از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشت
زندگی همراه با شادی و امید و مهربونی بهمون میده
هیچوقت خستگیشو به رخمون نمیکشه و ازش گلایه ای نمیکنه
به سلامتی مادر
چون اگه خورشید نباشه میشه گذرون کرد
اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه هم معنی نداره.....!     
                                            
من که خیلی دلم واسه مامانم تنگ شده شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                               

با خشونت هرگز!!!

 

حتماً تا آخر بخونید خیلی قشنگه

سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب ، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
خوب، دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کرد
و سپس ساکت شد...
اما همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،
کنار دیوار ، دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زد
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران، منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید، و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده بچه ی سر به هوا، یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است
درد سختی دارد، می بریمش دکتر با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من به یاد آورد این کلام را...
که به هنگامه ی خشم
نه به فکر تصمیم
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید، گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
هرگز...


 

نظر سنجی

کدوم مطالب رو بیشتر دوست دارید ومیخواهید بیشتر تووب ازش مطلب بیاد؟

1-مطالب طنز

2-مطالب عرفانی وفلسفی

3-مطالب وداستان های رومانتیک

4-مطالب درسی وعلوم پزشکی

5-مطالب مربوط به موردهای عجیب وشگفت انگیز


اگه مطلب دیگه ای هم مد نظرتون هست بنویسید

لطفا مارا در این راه یاری کنید                                                  باتشکر



اسرار آقایون!!

اسرار آقایون:

۱-آقایون هر روز با یک دید و با یک روحیه جدید از خواب بیدار میشن و در اون روز برخورداشون به همون شکل خواهد بود و خواهد موند، پس هرگز انتظار نداشته باشین پیش بینی درستی از کارهای انها داشته باشید.

۲-اکثرا" شکمو هستن و حتی با یک ساندویچ کوچیک میتونین اونا رو شاد کنین و دگرگونی در اوضاع احساسیشون بوجود بیارین.

 ۳-صورت و سیرت بعضی از اونها  با هم فرق میکنه ، باید مراقب باشید.(البته همینطور که گفتم بعضی از اونا)
 
۴-هر کاری کنن پاهای اونها دارای بویی نامطبوع میباشد،حالا میخوان کفششون عوض کنن ، پاشونو عوض کنن ، جورابشون بدوزن ( قابل توجه بعضیا )یا حتی اگر پاشونم عوض کنن باز هم اتفاقی نخواهد افتاد و اطرافیان محکوم به تحمل این رایحه خوشایند هستند.(البته این  یکی خدائیش ،استثناء هم داره). 


۵-یکی از خصوصیات یک مرد ، حکمرانی و تسلط ایشان بر خانواده است ،اما گاها" انقدر فشارحکمرانی زیاد میشه که خونواده و مهمتر از اون خانوم خونه از هم میپاشه.


۶-چشمان آقایون خوب کار میکنه و معمولا" در مقابل جنس مقابل گیرایی بسیار خوبی دارن به طوری که کمتر زمانی پیش میاد که دختری از جلو اونها رد بشه و چشم اونها رو نگیره.

۷-یک پسر جوان همیشه در رویاهای خودش دختری رو با تمام خصوصیاتی که دوست داره برای خودش تجسم میکنه و در ذهن ناخودآگاهش اونو میسازه . اگر دختر مورد علاقه او ،اونچنان نباشه که باید باشه ،خود دست به خود درمانی و ساختن و چیدمان شخصیتی طرف مقابل میزنه.

۸-در دنیای پدر بودن فرزندها باید آنگونه که پدر میخواهد باشند و همیشه اصلاحات بر روی فرزندان صورت میگیرد .

 

۹-حتی در روابط شخصی با دوستان خود هم آنها تمایل به ثابت کردن حرف خود و عوض کردن و ساختن دوستی مورد علاقه خودشون دارن .

 

۱۰-حفظ محیط زیست و دوست داشتن همنوع شعاری هست که اغلب آقایون پیشتازان آن هستند.


یه جمله، یه کلام ، ختم کلام ... مردها نمک زندگین.....

شیطان با معرفت

تبليغات:

گفتگو با شیطان
موضوع: تفریح و سرگرمی قرآن و اسلام مذهبی و دینی مطالب جالب و خواندنی | 335 بازدید | نویسنده: سینا خان | تاریخ: ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ |

3039 گفتگو با شیطان

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز»


اینم به خاطر آشنا که بفهمه از کجا مطلبامو کپی پیس میکنم


همکلاسی!!!!!

..............

آناتومی سطحی

روان پزشکی

ت.ب. خانووما

شنبه

..............

زبان ویژه

آناتومی تحتانی

..............

یک شنبه

...............

..............

آناتومی سطحی

الکتروتراپی

دو شنبه

...............

تفسیر

تمرین درمانی

آناتومی اعصاب

سه شنبه

ت.ب.آقایون

آناتومی تحتانی

تمرین درمانی.آقایون

الکتروتراپی

چهارشنبه

.............

.............

..................

تمرین درمانی خانوما

پنج شنبه

 

 

در ضمن لیست کتابهای مورد نیاز این ترم:

Title

Year

Author

Price(rls)

Therapeutic Exercise

2007

Kisner

180000

Physical Agent in Rehabilitation

2009

Cameron

110000

Joint structure and function

2011

Norkin

155000

 

سوال هوش

سلام سلام خدمت همه بروبچ کلاس

این عکس مطعلق به مهدی رضایی بوده.              حالا وقت چیه؟.................

به سه نفراز برندگان به قید قرعه انشاا... هدایای نفیسی اهدا خواهد شد


ادامه نوشته

داستانِ اعجاز شک!

شکی که انسان را عوض میکند!

مردي صبح از خواب بيدار شد وديد تبرش ناپديد شده، شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد.براي همين تمام روز اورازير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يك دزد راه مي رود، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند پچ پچ مي كند. آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند و نزد قاضي برود و از او شكايت كند.

اما همين كه وارد خانه شد تبرش راپيدا كرد.زنش آن را جابه جا كرده بود.مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود ،حرف ميزند و رفتار مي كند

مباررررررررررررررک...

آهاااااااااااااااای

 دختراااااااااااااااااااا 

روزتون بی نهایت مباررررررررررررررک

عمرت طولانی 

و

 زندگیت با عزت 

و

رویاهات تصویر آیندت

پیروز باشی و پاینده 

ولادت حضرت معصومه مبارک

باکلاس باشید

چند راهکار تازه و جدید برای آنکه با کلاس تر شوید (طنز)

چند راهکار تازه و جدید برای آنکه با کلاس تر شوید (طنز)

چند راهکار تازه و جدید برای آنکه با کلاس تر شوید (طنز)

اگر شما ذاتا” انسان با کلاسی هستید که هیچ !!!
در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجّه بیان کنید

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : “موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : دیشب با قهوه جوش اینجوری شد

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : “به سیم گیتارم گیر کرده

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : “چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: “که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : “الکی می گن زانتیا ایربگ داره

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:”حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:”بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم

..............

آناتومی سطحی

روان پزشکی

ت.ب. خانووما

شنبه

..............

زبان ویژه

آناتومی تحتانی

..............

یک شنبه

...............

..............

آناتومی سطحی

الکتروتراپی

دو شنبه

...............

تفسیر

تمرین درمانی

آناتومی اعصاب

سه شنبه

ت.ب.آقایون

آناتومی تحتانی

تمرین درمانی.آقایون

الکتروتراپی

چهارشنبه

.............

.............

..................

تمرین درمانی خانوما

پنج شنبه

 

 

در ضمن لیست کتابهای مورد نیاز این ترم:

Title

Year

Author

Price(rls)

Therapeutic Exercise

2007

Kisner

180000

Physical Agent in Rehabilitation

2009

Cameron

110000

Joint structure and function

2011

Norkin

155000

 

آفرینش زن


(طنز جالب و خواندنی) خداوند زن را به این ۱۰ دلیل خلق کرد !

(طنز جالب و خواندنی) خداوند زن را به این ۱۰ دلیل خلق کرد !

 

۱- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.

۲ -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.

۳ -خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!

۴ – خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. …

۵- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره

۶- خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست

۷- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره

۸- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره

۹- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شماره یک

۱۰- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم….

نظرسنجی شروع کلاس ها

سلامی دوباره خدمت همه ی بروبچه های گل کلاس

(به پیشنهاد چندتا از بچه ها دارم این پست رو میذارم )

لطفا نظربدین کی میخواین بیاین کلاس؟(لطفا با اسم خودتون نظر بذارید که تقلبی چیزی صورت نگیره در ضمن خواهشمندیم گزینه سه رو انتخاب نکنید)

۱-۲۶-۲۷ شهریور

۲-     ۳ مهرماه             ۳-اصلا نمیام